عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

130

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

صفر . اين بو ثمامه در آن موسم ندا كردى گفتى امسال ماه صفر است عرب آن بشنيدندى و چنان اعتقاد كردندى و از آن در نگذشتندى اينست كه رب العالمين گفت : إِنَّمَا النَّسِيءُ تأخير حرمة المحرم الّذى حرمه اللَّه الى صفر الّذى لم يحرمه اللَّه . زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ اذا ازدادوا به كفرا الى كفرهم حيث احلّوا ما حرم اللَّه و حرّموا ما احل اللَّه يُضَلُّ بِهِ اى - بذلك التأخير . الَّذِينَ كَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عاماً وَ يُحَرِّمُونَهُ عاماً اذا قاتلوا فيه احلوه و حرموا مكانه صفر و اذا لم يقاتلوا فيه حرّموه لِيُواطِؤُا اى - ليوافقوا و يضاهوا عِدَّةَ ما حَرَّمَ اللَّهُ اربعة اشهر و ان كانت مغيّرة مبدّلة . زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمالِهِمْ اى - زين لهم الشيطان ذلك ، وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ . يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ما لَكُمْ إِذا قِيلَ لَكُمُ انْفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ . اين آيت تحريض مؤمنان است بر غزاى تبوك از جانب روم . رسول خدا بعد از فتح مكه و بعد از جنگ طايف و غزو حنين به مدينه باز شد و از ذو الحجه تا رجب در مدينه همى بود تا او را جهاد فرمودند با اهل شام و روم ، و رسول خدا بهر غزوى كه رفتى اول آشكارا بنه گفتى ، راه دور بود و گرما سخت و دشمن بسيار . و مردم را آن وقت قحط دنيا رسيده و دست تنگ شده ، صريح بگفت ، كه كجا ميرويم ، تا ساز و برگ آن را و آن قتال بتمامى بسازند و بر ياران صعب آمد و دشخوار كه در مدينه آن وقت خرما و ميوه رسيده بود و نمىخواستند از سر آن برخاستن و بگرماء گرم بيرون رفتن . چون رسول خدا ايشان را از آن غزو خبر داد سه فرقت شدند : قومى بجان و دل قبول كردند و بخوش دلى پيش آمدند و رفتن را بر ايستادند و هم المهاجرون و الانصار . و فرقتى آن بودند كه بر ايشان آن فرمان دشخوار آمد اما طاعت خداى و رسول ايثار كردند بر هوا و مراد خويش و فرمان را گردن نهادند و عزم رفتن كردند . سوم فرقت با مراد و هواء خويش بر نيامدند و دستورى تخلف خواستند و رسول خدا ايشان را دستورى داد . در شان ايشان اين آيت آمد ما لَكُمْ استفهام انكار است يعنى - اى شىء لكم : چه بودست شما را و چه رسيد كه چون شما را بغزو فرمودند اثَّاقَلْتُمْ ، اى - تثاقلتم